دانش جمعیت وجمعیت شناسی
جمعيت و جمعيت شناسي
تعريف جمعيت
جمعيت،تجمعي از افراد انساني است كه در منطقه اي معين (روستا،شهر يا كشور)به طور مستمر به شكل خانوار يا خانواده زندگي مي كنند.
انواع جمعيت
در بررسي هاي جمعيتي ،انواع جمعيت را از جهات مختلف تقسيم بندي مي كنند كه به برخي از اين موارد اشاره مي شود:
1-جمعيت اصلي:جمعيت كل يك جامعه يا كشور را جمعيت اصلي گويند.
2-جمعيت فرعي:آن قسمت از جمعيت است كه به لحاظ ويژگي هاي اقتصادي،اجتماعي و...مورد بررسي قرار مي گيرد.
3-جمعيت مقيم(قانوني):تمام كساني را شامل مي شود كه تابعيت كشوري را دارند و يا اهل منطقه اي هستند اعم از اين كه هنگام سرشماري در محل حضور داشته باشند يا حضور نداشته باشند.
4-جمعيت حاضر(واقعي):تمام كساني را شامل مي شود كه هنگام سرشماري در محل حضور داشته و مورد شمارش قرار مي گيرند.
5- جمعيت باز:جمعيتي است كه در افزايش يا كاهش آن علاوه بر مواليد و مرگ و مير ،مهاجرت نيز تأثير دارد و در آن مهاجرت آزادانه صورت مي گيرد.
6-جمعيت بسته:جمعيتي است كه در افزايش يا كاهش آن مهاجرت نقشي ندارد و تغييرات آن فقط از اختلاف زاد و ولد و مرگ و مير ناشي مي شود.
جمعيت شناسي
واژه جمعيت شناسي مترادف دموگرافي است كه از دو ريشه دموس به معناي مردم و گرافوس به معناي نوشتار يا نگارش گرفته شده است.معناي دقيق واژه دموگرافي كه در برخي از منابع جمعيتي نيز به كار رفته جمعيت نگاري است كه در زبان فارسي به جمعيت شناسي ترجمه شده است.
به طور كلي جمعيت شناسي علم مطالعه جمعيت هاي انساني است،اما تعريف جمعيت شناسي به صورت جامع و كامل عبارت است از مطالعه علمي،توصيفي و تحليل آماري ساختار و حركات جمعيت هاي انساني و همچنين بررسي سياست هاي جمعيتي و روابط متقابلي كه ميان پديده هاي جمعيتي و عوامل اقتصادي ،اجتماعي و زيستي وجود دارد.
جمعيت شناس در صدد است كه با بررسي دقيق در گذشته جمعيت،يررسي جمعيت در زمان حال و بررسي رابطه ميان فرآيندهاي جمعيتي با پديده هاي اجتماعي،فرهنگي ،اقتصادي و سياسي به پديده هاي جمعيتي و ساختارهاي آن در آينده دست يابد و در اين راه بايد به قلمرو علوم ديگر مانند جامعه شناسي،اقتصاد،سياست،تاريخ،روانشناسي،ژنتيك و زيست شناسي وارد شود و از عوامل مؤثر در شناخت پديده هاي جمعيتي مدد گيرد.
از اين ديدگاه جمعيت شناسي دانشي است ميان رشته اي كه در قلمرو موضوع خود با علوم ديگر سروكار دارد.
به طور كلي جمعيت شناسي جمعيت هاي انساني را از ذو جهت مورد بررسي قرار مي دهد.
1-ساختار (تركيب )جمعيت كه به واسطه آن جمعيت ها با توجه به عوامل تشكيل دهنده آن جمعيت مطالعه مي شوند.
2-حركات جمعيتي كه از طريق آن تغيير و تحولات جمعيتي مورد پژوهش قرار مي گيرد.
ساختار جمعيت
هر جمعيت انساني داراي ساختار جمعيتي مختص به خود است و با توجه به تنوع زياد جمعيت هاي انساني ساختارهاي مختلفي از جمعيت وجود دارد.حجم جمعيت،شكل توزيع مكاني ،سني،جنسي،فعاليت و اشتغالفسواد و آموزش و قوميت و نژاد از جمله عواملي هستند كه در ساختار جمعيت مورد بررسي قرار مي گيرند.
1-حجم جمعيت
منظور از حجم،تعداد جمعيتي است كه در سرشماري به دست مي آيد.آگاهي از حجم كلي جمعيت با توجه به تأثيري كه تعداد افراد هر جامعه در برنامه ريزي هاي جمعيتي دارند بسيار با اهميت است.
در ساده ترين شكل تعداد بيشتر جمعيت به معناي قدرت بالقوه بيشتر از نظر نيروي انساني است و اين قدرت بالقوه مي تواند تاثيراتي را بر ساختار اقتصادي و اجتماعي كشور ها بگذارد.
2-توزيع مكاني جمعيت
چگونگي توزيع جمعيت در يك منطقه جغرافيايي ،يكي از ويژگي هاي مهم ساختار جمعيتي است .براي سنجش توزيع مكاني جمعيت و تغييرات ناحيه اي آن ،تراكم جمعيت را در سطح معيني حساب مي كنند.
تراكم شاخصي است كه رابطه بين وسعت منطقه و تعداد جمعيت را معين مي كند و به صورت تراكم حسابي ،تراكم زيستي ،تراكم شهري و تراكم روستايي قابل محاسبه است .
تراكم حسابي جمعيت:متوسط تعداد جمعيت را در يك كيلومتر مربع محاسبه مي كند.
به عبارت ساده تر تراكم حسابي مشخص مي كند كه در هر كيلومتر مربع آن سرزمين به طور متوسط چند نفر زيست مي كنند.تراكم حسابي تمام زمين هاي قابل سكونت و غير قابل سكونت را محاسبه مي كند كه به تنهايي نمي تواند معيار خوبي براي سنجش تراكم جمعيت باشد.
جدول شماره 1.تراكم حسابي جمعيت ايران
|
سال |
كل جمعيت |
تراكم حسابي |
|
1355 |
33708744 |
20 |
|
1365 |
49445010 |
30 |
|
1375 |
60055488 |
37 |
|
1385 |
70495782 |
43 |
تراكم زيستي جمعيت:متوسط تعداد جمعيت بر حسب مساحت زمين هاي قابل كشت را محاسبه مي كند(واحد سطح در اين مورد هكتار است).تراكم زيستي رابطه معقول تري را بين جمعيت و زيستگاه آن نشان مي دهد.
3-توزيع جنسي جمعيت
ويژگي ها و عملكرد زن و مرد در برخي موارد با يكديگر متفاوت است و نحوه توزيع جمعيت يك منطقه از نظر جنس،تاثيرات قابل توجهي را بر ساير متغير هاي جمعيتي ،اجتماعي و اقتصادي آن منطقه بر جاي مي گذارد.
به عنوان مثال كاهش زنان يك منطقه باعث كاهش باروري و در نتيجه كاهش جمعيت آن منطقه خواهد شد ويا كاهش مردان باعث كاهش فعاليت هاي اقتصادي خواهد شد.لذا با توجه به وظايف و مسئوليت هايي كه زنان و مردان هر جامعه اي بر عهده دارند توزيع متعادل آنها در سطح هر جامعه كاملا ضروري و اجتناب ناپذير است .براي سنجش توزيع جنسي جمعيت يك منطقه شاخصي به كار مي رود كه نسبت جنسي ناميده مي شود.
نسبت جنسي عبارت است از نسبت مردان به زنان در يك جمعيت خاص كه به صورت تعداد مردان به ازاي هر صد زن نشان داده مي شود.
= نسبت جنسي
نسبت جنسي در بدو تولد براي كليه جوامع بشري 103تا105است يعني به ازاي هر100نوزاد دختر 103تا105نوزاد پسر متولد مي شود اما در طول زندگي نسبت جنسي با توجه به ميزان هاي مرگ و مير و مهاجرت تغييرپذير است.
4-توزيع جنسي جمعيت
بررسي و طبقه بندي جمعيت يك جامعه را به تفكيك سن،توزيع سني،جمعيت گويند كه يكي از ويژگي هاي اصلي ساختار جمعيت است .سن به دو روش قابل محاسبه است:سن درست و سن مداوم.
سن درست هر سال فقط يك بار و آن هم در تاريخ سالروز تولد شخص مصداق پيدا مي كند.سن مداوم كه در جمعيت شناسي اغلب با آن سروكار داريم سني است كه به طول زمان واقع بين دو سن سالروزي اطلاق مي شود و عنوان آن سالروز اولي است.مثلا اگر كسي 6ماه قبل به بيستمين سالروز تولد خود نائل شده باشد در يررسي هاي جمعيتي به طور خلاصه سن او را 20سال به حساب مي آورند.
توزيع سني جمعيت در نواحي مختلف جهان با يكديگر متفاوت است.در كشورهاي در حال توسعه جمعيت جوان بسيار زياد است در حالي كه در كشورهاي صنعتي نسبت جمعيت سالمند بالا است و با توجه به اين كه نياز هر كدام از اين جمعيت ها با هم متفاوت است بررسي سن جمعيت امري مهم و اجتناب ناپذير است.در صورتي كه تعداد جمعيت در كليه سنين به تفكيك جنس در دسترس باشد مي توان هرم سني جمعيت را ترسيم نمود.هرم سني نموداري است كه از دو محور عمودي و افقي تشكيل شده كه قائده آنها به هم پيوسته است و به ترتيب نشان دهنده توزيع سني زنان و مردان در جمعيت مورد مطالعه مي باشد.
محور عمودي نشان دهنده سن از صفر تا حداكثر است كه به صورت گروه هاي سني پنج ساله تقسيم بندي مي شود و محور افقي نمايانگر تعداد افراد هر سن يا گروه سني است.هرم سني تصويري روشن از جمعيت يك سرزمين را منعكس مي كند و اطلاعاتي را در مورد سن جمعيت ،توازن جنسي بين مردان و زنان ،الگوهاي باروري،مرگ و مير و مهاجرت را نشان مي دهد.هرم سني بسته به اين كه جمعيت هاي تشكيل دهنده آنها بر حسب سن و جنس چگونه توزيع شده باشد به اشكال مختلفي در مي آيد.
حركات جمعيتي
يكي ار مباحث عمده در جمعيت شناسي حركات جمعيتي است كه باعث دگرگوني د ر تركيب جمعيت ها مي شود .حركات جمعيتي عبارت است از دگرگوني هايي كه در طول زمان معين در يك جمعيت رخ مي دهد.
اين تحولات و دگرگوني ها در چهار مقوله ولادت و باروري ،مرگ و مير ،مهاجرت و ازدواج و طلاق قابل مطالعه و بررسي است.
ولادت و باروري
ولادت و باروري دو پديده جمعيتي هستند كه هر يك به نوعي در تغييرات جمعيت يك واحد جغرافيايي نقش دارند.از اصطلاح ولادت فقط براي نشان دادن ميزان تولد ها استفاده مي شود و معطوف به نوزاد است ،در حالي كه در بحث باروري عمدتا َ زناني مورد توجه هستند كه باردار شده يا خواهند شد.به عبارت ساده تر ولادت عبارت است از تعداد نوزادان زنده متولد شده در ميان يك گروه اجتماعي طي يك سال ،در حالي كه باروري به توان بالقوه زاد و ولد يك زن يا يك گروه اجتماعي از زنان اطلاق مي شود كه معمولاَ اين توان از سن15سالگي آغاز و تا49سالگي ادامه مي يابد.
هرگاه زني در سن 15 سالگي ازدواج كند و تا 49سالگي هم زنده بماند احتمال دارد كه به طور مرتب باردار شود و تا 15كودك به دنيا بياورد ولي در عمل متسط تعداد زايمان زنان در صورتي كه زندگي مشترك زوجين تداوم يابد 6يا7كودك خواهد بود.
عوامل مؤثر بر باروري
1-سن ازدواج:هرچه سن ازدواج كمتر باشد ميزان باروري بيشتر خواهد بود .بعضي جمعيت شناسان برآورد كرده اند كه اگر سن ازدواج از 16سالگي به 20تا21سالگي افزايش يابد 20تا30درصد از ميزان باروري كاسته خواهد شد .
2-همگاني بودن ازدواج:در كشورهاي درحال توسعه 95تا100درصد زنان بالاخره ازدواج خواهند كرد در حالي كه در كشورهاي پيشرفته اين نسبت به ندرت به90درصد مي رسد.
3-وضعيت اقتصادي:وضعيت اقتصادي مي تواند عاملي براي افزايش و يا كاهش باروري در جامعه باشد .تأثير وضعيت اقتصادي بر ميزان باروري را از دو جهت مي توان مورد يررسي قرار داد ،وضعيت اقتصادي خوب و وضعيت اقتصادي بد.
وضعيت اقتصادي خوب:اگر وضعيت اقتصادي خانواده ها خوب باشد مي تواند عاملي براي افزايش و يا كاهش باروري باشد.خانواده هايي كه وضعيت اقتصادي خوبي دارند با توجه به اينكه مي توانند شرايط و امكانات لازم را براي فرزندانشان فراهم كنند ممكن است ميزان باروري بيشتري داشته باشند.از سوي ديگر افرادي كه وضعيت اقتصادي مناسب دارند آموزش بيشتري ديده و به خدمات بهداشتي مناسب تر و خدمات تنظيم خانواده بهتري دسترسي دارند و ميزان باروري در آنها پايين است.
وضعيت اقتصادي بد:اين وضعيت هم مي تواند عاملي براي افزايش و يا كاهش باروري باشد.خانواده هايي كه فاقد درآمد مناسب هستند به غير از اتكاء بر فرزندان راه ديگري براي تأمين آينده خود ندارند به همين دليل در اين خانواده ها ميزان باروري در سطح بالايي است .البته اين خانواده ها معمولاَ از سواد و خدمات بهداشتي مناسب هم برخوردار نيستند .از سوي ديگر فقر و تنگناهاي اقتصادي (به خصوص در شهرها) مي تواند مهاركننده باروري باشد و اين خانواد ه ها در عين حالي كه متقاضي فرزندان سالم و با تحصيلات عاليه هستند طبيعتاَ فرزندان كمتري هم به دنيا مي آورند .
دوره زندگي مشترك:بررسي ها نشان مي دهد كه 25درصد باروري و تولد ها در 1تا5 سال اول زندگي زناشويي و50تا55درصد تولد ها در 5 تا15سال اول ازدواج روي مي دهد.
5-فاصله بين زايمان ها:اگر فاصله بين زايمان ها در هر يك از گروه هاي سني فقط يك سال به تأخير بيفتد تاثير قابل توجهي بر كاهش ميزان باروري كلي دارد.
6-سطح سواد:بين سطح سواد و باروري رابطه معكوس وجود دارد .
7-آداب و سنت هاي اجتماعي:اعتقاد داشتن به كودك از جنس خاص (پسر يا دختر)و يا سنت هاي ديگر مانند چند همسري بودن بر روي باروري تاثير گذار است.
8- اعتقادات مذهبي :در اديان مختلف قوانيني وجود دارد كه بر شيوع باروري به طور مستقيم يا غيرمستقيم تاثير مي گذارد.مثلا تعدد زوجين و سفارشات برخي اديان بر ازدياد نسل ،بر تعداد فرزندان تاثير مي گذارد.
9-در دسترس بودن وسايل پيشگيري از بارداري:اين عامل براي عموم در كاهش ميزان باروري نقش دارد.
10-عوامل ديگر مانند:جايگاه زن در اجتماع،ارزش كودك در اجتماع،اشتغال زنان،تغذيه كودك با شير مادر،وضعيت مسكن و ...در باروري زنان نقش مهمي دارد.
مرگ و مير
مرگ و مير يكي از فاكتورهاي تاثيرگذار بر حركات اجتماعي است كه نسبت به باروري از پيچيدگي بيشتري برخوردار است.در باروري عموماَ يگ گروه جنسي و در يك مقطع سني مورد مطالعه قرار مي گيرد در حالي كه در مطالعه مرگ و مير هر دو جنس و در تمام گروه هاي سني مورد توجه مي باشند .طبق تعريف سازمان ملل ،مرگ عبارت است از درصد يا ميزان فوت در يك جكعيت اما سازمان بهداشت جهاني مرگ را نابود شدن هميشگي كليه نشانه هاي زندگي در هر زماني بعد از ولادت تعريف مي كند.از نظر زمان وقوع ،مرگ و مير به دو نوع پيش زادي و پس زادي تقسيم بندي مي شود.مرگ هاي پيش زادي به مرگ هايي اطلاق مي شود كه از لحظه تشكيل جنين تا روز تولد اتفاق مي افتد و منظور از مرگ هاي پس زادي ،مرگ هايي است كه پس از تولد نوزاد زنده صورت مي گيرد.
عوامل مؤثر بر مرگ و مير
1-وراثت:طول عمر تا حدي تحت تاثير ارث است .بسياري از خانواده ها نسل در نسل از طول عمر بيشتري برخوردار هستند و از سوي ديگر بيماريهايي كه زمينه ارثي دارند باعث افزايش مرگ و مير مي شوند و از طول عمر مي كاهند.
2-نژاد:برخي نژادها از درجه حساسيت بيشتري نسبت به برخي از بيماري هاي كاهش دهنده عمر برحوردار هستند.
3-جنس:امروزه مرگ و مير زياد جنس مذكر در مقايسه با جنس مؤنث به صورت يك مسأله شناخته شده در آمده است.مرگ و مير در مردان در اكثر گروه هاي سني شايع تر از زنان است.
4-تغذيه:كمبود مواد غذايي يا كمبود كالري شرايطي را به وجود مي آورد كه مقاومت بدن انسان را در برابر بيماري ها كاهش داده و تعداد موارد مرگ و مير ناشي از آن را افزايش مي دهد.
5-شيوه زندگي:شرايط محيط و سبك زندگي در ابتلا به بيماري ها مؤثر است.شرايط عمومي زندگي جديد نتايج دردناكي را به وجود آورده است كه در كشورهاي پيشرفته با شدت بيشتري قابل مشاهده است.آلودگي هوا آلودگي صوتي،استرس هاي مختلف زندگي و...كه در محيط هاي شهري وجود دارد مشكلات متعددي را فراهم آورده و شهرنشينان را در معرض بيماري هاي روان تني مختلفي قرار داده است كه خستگي مفرط،تشويش و نگراني مداوم از علائم اين بيماري ها به شمار مي روند.
همچنين بايد توجه نمود كه يرخي از خصوصيات اجتماعي از قبيل مسكن ،سغل و سواد نيز در افزايش ميزان مرگ و مير مؤثر مي باشند.
به دنبال پيشرفتهايي كه در آغاز قرن 19همگام با پيشرفت تكنولوژي در كشور هاي توسعه يافته روي داد ميزان مرگ و مير كاهش چشمگيري داشت.
از علل مهمي كه باعث كاهش مرگ و مير در چند دهه اخير شده مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1-مبارزه همگاني با بيماري هايي مانند آبله ةوبا و طاعون
2- پيشرفت علم پزشكي در تشخيص و درمان بهتر بيماري ها
3-بهبود وضعيت ارائه خدمات بهداشتي درماني و گسترش نظام شبكه بهداشتي
4-تأثير برنامه هاي بهداشت كشوري بر تندرستي مردم
5-بهبود وضعيت توليد ،نگهداري و توزيع مواد غذايي
6-افزايش آگاهي و توسعه اجتماعي توده هاي مردم
7-تحت كنترل درآوردن و مبارزه با بلاياي طبيعي مانند فحطي،خشكسالي و سيل
8-كمك هاي چند جانبه بين المللي به هنگام حوادث غير مترقبه
تأثير موارد فوق در كاهش مرگ و مير بسيار سريع و محسوس بود ولي با توجه به اين كه براي كاهش بيشتر مرگ و مير بايد مواردي مانند مبارزه با بيماري هاي غيرواگير و ژنتيكي،مبارزه با بيماري هاي واگير جديد،اصلاح وضعيت محيط زيست و...مدنظر باشد به نظر مي رسد پيشرفت كندتري را براي كاهش مرگ و مير در آينده شاهد باشيم.
مهاجرت
جمعيت ها در مكان نيز حركاتي انجام مي دهند كه موجب نوساناتي در رقم كلي جمعيت منطقه مي گردد كه اين را معمولاَمهاجرت مي نامند.مهاجرت به دو شكل درون مرزي (از روستا به شهر)و برون مرزي انجام مي شود.مهاجرت برون مرزي به دو شكل مهاجر فرستي (مهاجرت به خارج از كشور )و مهاجرپذيري(مهاجرت به داخل)صورت مي گيرد.
علل مهاجرت
مهاجرت ها ممكن است علل مذهبي ،سياسي و يا اقتصادي داشته باشد اما در زمان ما يكي از علل مهم مهاجرت آرزوي رفاه بيشتر است كه انسان ها را وادار به ترك سرزمين اجدادي مي كند.زماني مهاجران غالباَ مجرد بودند و چنين حالتي امروزه در كشورهاي در حال توسعه به چشم مي خورد ،ليكن اكنون در كشورهاي پيشرفته قسمت اعظم مهاجرت ها به صورت خانوادگي است كه به منظور دستيابي به مسكن ،مدرسه،شرايط اجتماعي و شغلي بهتر انجام مي شود.وجود بيكاري ،كمبود امكانات در روستاها،جاذبه شهرهاي بزرگ و اميد به كسب درآمد بيشتر در صنايع شهري نيز از انگيزه هاي مهاجرت به شمار مي روند.
نتايج مهاجرت
مهاجرت پيامدهايي را به همراه دارد كه در سرزمين هاي مهاجر فرست و مهاجرپذير اين پيامدها متفاوت است.
تأثير مهاجرت در سرزمين هاي مهاجر فرست
1-ايجاد بازار كار و درآمد بيشتر براي نيروهاي انساني باقي مانده
2-كسب درآمد و بازگشت ارز.مهاجرين مقداري از درامد خود را براي خانواده و بستگانش به كشور مبدائ مي فرستند.
3-برقراري روابط فرهنگي بين كشورها
ب-پيامدهاي منفي مهاجرت در سرزمين هاي مهاجر فرست
1-از دست دادن نيروهاي اقتصادي فعال زيرا بيشتر مهاجرين جوانان هستند
2-از بين رفتن سرمايه اي كه صرف تربيت و آموزش افراد مهاجر شده است.
3- از دست رفتن نيروهاي متفكر
4- كاهش جمعيت جوان و كم شدن ميزان ازدواج
5-ايجاد تغيير در هرم سني جمعيت
تأثير مهاجرت در سرزمين هاي مهاجرپذير
الف-پيامدهاي مثبت مهاجرت در سرزمين هاي مهاجرپذير
1-استفاده از نيروي فعال و جوان بدون هيچ گونه سرمايه گذاري قبلي
2- استفاده از كارگران خارجي براي فعاليت هاي سخت مانند كار در معدن
3-استفاده از كارگران خارجي با دستمزد پائين تر از افراد داخلي
ب-پيامدهاي منفي مهاجرت در سرزمين هاي مهاجرپذير
1-ايجاد بيكاري براي كارگران داخلي
2-افزايش جمعيت
3-نفوذ آداب و رسوم مغاير با فرهنگ و سنت هاي جامعه
4-اشاعه بيماري هايي كه ممكن است مهاجران به آنها مبتلا باشند.
ازدواج و طلاق
ازدواج و طلاق دو موردي هستند كه با تأثيرات مثبت و منفي بر دوره زندگي مشترك زناشويي و موقعيت باروري بر ميزان زاد و ولد و دگرگوني هاي جمعيتي مؤثر هستند.
ازدواج
ازدواج پديده اي است كه به روش هاي قانوني تداوم بخش نسل هاي انساني است.سن ازدواج در جوامع گوناگون متفاوت است.در كشورهاي توسعه يافته سن ازدواج بالا مي باشد و اين باعث كاهش باروري مي شود و بالعكس در جوامع در حال توسعه سن ازدواج در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته پائين تر است و شيوع باروري بالا است.در ايران ميانگين سن ازدواج نسبت به سال هاي قبل افزايش يافته است.بر طبق آمار،ميانگين سن ازدواج براي مردان از 24 در سال 1365به 2/26در سال 1385و ميانگين سن ازدواج براي زنان از 20در سال 1365به 2/23در سال 1385 رسيده است كه اين خود مي تواند خطراتي را براي جامعه ما به همراه داشته باشد.
كارشناسان گسترش شهرنشيني ،تمايل به ادامه تحصيل ،خدمت سربازي ،بيكاري و افزايش هزينه هاي زندگي را از جمله علل تأخير در ازدواج جوانان در طي سال هاي اخير مي دانند.
طلاق
طلاق يكي از مواردي است كه بر تغييرات جمعيتي تأثيرگذار است.طلاق مانند مرگ يكي از زوجين موجب ناقص شدن خانواده مي شود و در صورت عدم ازدواج مجدد زن يا مرد باقي مانده، اين خانواده از توليد مثل ناتوان خواهد بود ،به همين دليل است كه طلاق از ديدگاه جمعيت شناسي اهميت پيدا مي كند.
از سوي ديگر طلاق باعث از هم پاشيدن خانواده شده و فرزنداني را از نعمت داشتن پدر و مادر محروم مي كند كه اين افراد به احتمال زياد فاقد شرايط لازم در راه احراز مقام شهروندي يك جامعه هستند.بررسي ها نشان مي دهد يكي از دلايل عمده خودكشي جوانان زير 18 سال طلاق والدين است.
از مهم ترين دلايل طلاق در ايران مي توان به فقر،بيكاري،اعتياد يكي از زوجين،عدم شناخت كافي زوج از يكديگر،دخالت اطرافيان،ناباروري و مشكلات جنسي اشاره كرد.